جملههای ماندگار
جملهای که میماند، راهی را روشن میکند
این دیوار با پیشنهاد و رأی خوانندگان ساخته میشود. تا پیش از انتشار، جملههای منتخب نویسنده نقطه شروع گفتوگو هستند.
مقدمه«اختیار مسئولانه در این کتاب نقشه کامل توسعه ایران نیست؛ قطبنمای کشف مسیر آن است.»
فصل اول«دولت آنچه را انجام داده گزارش میکند؛ شهروند آنچه را تغییر نکرده زندگی میکند.»
فصل دوم«پرسش دولت و بازار، انتخاب اردوگاه نیست؛ طراحی نظمی است که اطلاعات، انگیزه، قدرت و مسئولیت را میان دولت، بنگاه و جامعه توزیع میکند.»
فصل سوم«اختیار در این معنا امتیازی برای مدیر نیست؛ امکان استفاده از دانایی میدان است.»
فصل چهارم«شایستگی صفتی کلی و جدا از مأموریت نیست؛ در نسبت میان فرد، مسئله و میدان معنا پیدا میکند.»
فصل پنجم«تجربه تا وقتی فقط در ذهن افراد باقی مانده، سابقه است؛ هنگامی که به تیم، رویه و حافظه منتقل شد، به ظرفیت تبدیل میشود.»
فصل ششم«اختیار واقعی از تعداد امضاهای واگذارشده شناخته نمیشود؛ از امکان تغییر دادن علتهای نتیجه شناخته میشود.»
فصل هفتم«اعتبار، تصویری نیست که دولت از خود میسازد؛ برداشتی است که رفتار گذشته آن در ذهن جامعه ساخته است.»
فصل هشتم«نمیآموزیم میدان را رها کنیم؛ میآموزیم دانایی میدان بدون اختیار دفن میشود.»
فصل نهم«کارنامه، مفصل میان اقدام این دور و بازتنظیم دور بعد است؛ همان نقطهای که اختیار به یادگیری یا به نمایش موفقیت متصل میشود.»
فصل دهم«اگر مسئله روشن نباشد، تفاوت رویکرد معلوم نشود و نشانهای برای داوری وجود نداشته باشد، برنامه هنوز از آرزو به مسیر عمل عبور نکرده است.»
فصل یازدهم«جسارت بدون انضباط، به رانت میرسد؛ انضباطی که هیچ خطر و انتخابی را تحمل نکند، اقتصاد را در قابلیتهای موجود حبس میکند.»
فصل دوازدهم«دولت در چشم سرمایهگذار مجموعهای از دستگاهها، قوانین بودجه و مدیران متوالی نیست؛ یک طرف قرارداد است.»
فصل سیزدهم«بزرگی سازمان یا گستردگی اختیار، بدون این نسبت، فقط دامنه اشتباه و تخلف را بزرگتر میکند.»
فصل چهاردهم«مدیر توسعهگرا سازمان را به خود وابسته نمیکند؛ آن را برای ادامه مسیر بدون خود توانمندتر میسازد.»
سخن پایانی«این معجزه باید ساخته شود؛ و آنچه باید ساخته شود، ظرفیت جمعی و نهادی برای حل مسئله است.»
